اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٤ - توضيح بيشتر
اين نقطه مشترك نمىتواند محمولات باشد؛ زيرا همانگونه كه اشاره كرديم بسيارى از محمولات به تدريج معلوم مىشوند و در حقيقت، بسيارى از قضاياى علوم فعلى محمولاتشان مجهول بوده كه پس از معلوم شدن بر قضاياى علم افزوده شدهاند.
بنابر اين جامع مشترك بايد جامعى باشد كه بتواند ميان قضاياى معلوم بالفعل با قضاياى مجهول بالفعل پيوند ايجاد كند كه اين حلقه پيوند، محمول نيست بلكه موضوع است.
اين حلقه پيوند روش يا غرض نيز نمىتواند باشد:
اما روش به دليل اينكه:
١) روش مربوط به صورت استدلال است در حالى كه تمايز بين علوم، تمايز در مواد قضاياست؛
٢) روش خارج از مسائل علم است و تمايز، ميان ذات علوم با يكديگر است؛
٣) روش مىتواند در قضاياى علم واحد، مختلف باشد! مع ذلك آسيبى به تناسب و انسجام مجموعه واحد علمى نرساند؛
٤) اختلاف روش معلول اختلاف و تغاير در قضاياست كه به اختلاف در موضوع برمىگردد. پس اختلاف روش ملاك اصلى تمايز نيست، زيرا معلول ملاك پيشين است.
غرض نيز نمىتواند ملاك تمايز باشد، زيرا غرض خارج از مسائل علم است، زيرا وجود ذهنىاش علت است و وجود خارجىاش معلول، پس در هر دو حال خارج از قضاياى علم است. بنابر اين نمىتواند ملاك تمايز بين علوم باشد زيرا علوم، فى انفسها از يكديگر متمايزند.
بنابر اين: تمايز اصلى علوم با يكديگر، به سبب تفاوت موضوعات آن علوم با يكديگر است. ساير جهات تمايز؛ نظير: تمايز در روش يا منابع و معيارها و محمولات، همگى فرع تمايز در موضوعاند. تمايز در موضوع است كه ملاك اصلى و بنياد زيرين تمايز و استقلال علوم از يكديگر است.