اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٤ - ٢ عرف
و با توجّه به آنچه گفتيم- كه تأثير استعمال در مدلول لفظ گاه با منشأيت عقل و گاه با منشأيت عرف است- خواه ناخواه، دلالتهاى استعمالى فوق الذكر، گاه با منشأيت عقلاند و گاه با منشأيت عرف. لازم است در اينجا به اين نكته اشاره كنيم كه اثرگذارى استعمال در مدلول تصوّرى منحصر به منشأ عرفى است، و وجود منشأ عقلى براى دلالت استعمالى تصوّرى معقول نيست؛ زيرا مدلول تصوّرى لفظ به وسيله وضع شكل مىگيرد، و استعمال نيز مىتواند در رابطه وضعى بين لفظ و معنا اثرگذارد و بدين ترتيب، در مدلول تصوّرى لفظ اثرگذار باشد. و لكن جايى براى دخالت عقل در اين ميان متصوّر نيست. بنابر اين، مجموع اقسام و انواع اثرگذارى استعمال در مدلول لفظ، يا به تعبيرى ديگر انواع دلالت استعمالى هفت گونه خواهند بود:
١) دلالت استعمالى تصوّرى با منشأيت عرف عقلا؛
٢) دلالت استعمالى تصوّرى با منشأيت عرف لغوى عام؛
٣) دلالت استعمالى تصوّرى با منشأيت عرف خاص؛
٤) دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عقل؛
٥) دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عرف عقلا؛
٦) دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عرف لغوى عام؛
٧) دلالت استعمالى تصديقى با منشأيت عرف لغوى خاص.
در مباحث آينده- به حول و قوه الهى- به بحث درباره هريك از اين انواع هفتگانه دلالت استعمالى و قواعد مربوط به آنها خواهيم پرداخت: