اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١ - ١ تقسيمبندى اول علوم
٢. علوم مع الواسطه: اين علوم را مىتوان، علوم استدلالى نيز ناميد؛ زيرا به واسطه علم پيشين به دست مىآيند. در علوم مع الواسطه كه كشفِ مجهول در آنها، به واسطه معلوم پيشين، انجام مىگيرد. نظر به اينكه اين كشف مجهول به واسطه معلوم پيشين، يك حركت و انتقال ذهنى است؛ لذا اين حركت و انتقال از معلوم به مجهول، روش و قانون مىخواهد.
اين روش به لحاظ نوع مجهول- كه وجود هل بسيطه است يا وجود هل مركبه و اگر هل مركبه است، يا وجود كمّى است يا كيفى- به چند نوع تقسيم مىشود:
١) براى اثبات وجود هل بسيطه كه كار فلسفه اولى است، تنها برهان عقلى كاربرد دارد؛
٢) براى اثبات وجود هل مركّبه، اگر وجود مورد سؤال، كمّى باشد، علاوه بر روش برهانى و استقرايى روش كمّى نيز كاربرد دارد؛
٣) اگر وجود مورد سؤال در هل مركبه، وجود كيفى باشد، روش قياسى برهانى و روش استقرايى، كاربرد دارد.
از آنچه گفتيم معلوم شد، روشهاى علوم در سه روش خلاصه مىشوند:
١) روش كمّى يا آمارى: در اين روش، حركت فكر از مساوى نامنظّم به مساوى منظّم است. اين روش، مبتنى بر تعداد و آمار و دستهبندى كمّى داشتههاست. از اين روش مىتوان در قضاياى هل مركبه كمّى بهره گرفت؛
٢) روش كيفى برهانى: در اين روش، حركت فكر از عام به خاصّ است و مبتنى بر استنباط نتيجه از قواعد و مسلّمات كلّى پيشين است. اين روش، همانگونه كه گفتيم در قضاياى هل بسيطه و هل مركبه كاربرد دارد؛
٣) روش كيفى استقرايى: در اين روش، حركت فكر از خاص به عامّ است و مبتنى بر نتيجه گيرى از حساب احتمالات است. از اين روش، مىتوان براى اثبات قضاياى هل مركبه كيفى بهره جست.