اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٣ - توضيح مسلك الهى بودن وضع
توضيح مسلك الهى بودن وضع:
امّا مسلك اوّل- كه مختار محقّق نائينى است-، معظّم له در مطالبى كه از ايشان نقل كرديم، يك مدّعا دارند و يك دفع دخل مقدّر و دو دليل بر مدّعا:
١) مدعاى ايشان همان است كه اشاره شد، و حاصلش اين است كه خداوند متعال با الهام به بشر، لغات مختلف را به آنان آموخته و به هر قوم و طائفهاى دلالت مجموعهاى خاص از الفاظ را بر مجموعهاى خاص از معانى الهام كرده است؛
٢) دخل مقدّر اين است كه: اگر لغات از تعاليم و آموزشهاى الهى است كه براى منافع و مصالح بشر جعل شده است بايد همانند شرايع و تعاليم سماوى ديگر به وسيله كتب و پيامبران الهى به بشر ابلاغ مىشد، در حالى كه اثرى از ابلاغ معانى لغات و الفاظ به وسيله كتب و رسل مشاهده نمىشود.
دفع اين دخل مقدّر در بيان محقّق نائينى (رحمة الله عليه) اين است كه مجعولات الهى بر سه دستهاند:
\* دسته اوّل: قوانين تكوينى است كه مسؤوليت كشف و علم به آنها كلًا به بشر واگذار شده و لذا انسان بايد با تلاش خود پرده از اسرار آنها بردارد؛
\* دسته دوم از مجعولات الهى: قوانين تشريعى يا شرايع و احكام است كه مسؤوليت بيان جلى و كامل و تفصيلى آنها را خداوند- جل شأنه- خود به عهده گرفته، و از طريق انزال كتب و ارسال رسل به تعهّد خود در اين رابطه عمل كرده است؛
\* دسته سوم از مجعولات الهى: مجعولات لغويه هستند كه اين دسته از مجعولات نسبت به آن دو قسم ديگر حالتى ميانه دارند؛ يعنى: نه آنچنانند كه مسؤوليت كشف آنها كلًا بر عهده بشر گذاشته شده باشد و نه آنچنانند كه مسؤوليت كامل بيان جلى آنها را خداوند به عهده گرفته باشد؛ بلكه شيوهاى از بيان در آنها به كار رفته كه نه لا بيان است، چنانكه در قوانين تكوينى چنين بود و نه بيان جلى و آشكار است، چنانكه در شرايع و احكام چنين بود؛ بلكه بيان خفى يعنى شيوه الهام در بيان آنها به كار گرفته شده