اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٤ - خصوصيات نظريه قرن اكيد
١) رابطه وضعى بين لفظ و معنا كه منشأ دلالت لفظ بر معناست اگر چه ممكن است ناشى از اعتبار و جعل باشد لكن رابطهاى تكوينى و حقيقى است نه اعتبارى و جعلى. اين رابطه، در حقيقت، اقتران اكيد يا به تعبيرى ديگر: پيوند تكوينى مستحكمى بين لفظ و معناست كه از مشروط ساختن لفظ با معنا نشأت مىگيرد و در حقيقت مصداقى از مصاديق قانون كلّى بازتاب شرطى است كه قانونى طبيعى است و در روان شناسى شناخته شده است. آرى احيانا جعل و انشاء در پيدايش اين رابطه تكوينى و مشروط ساختن لفظ و معنا، مىتواند مؤثّر باشد- آنچنانكه در وضع تعيينى چنين است و به همين لحاظ اين مسلك را در ضمن مسالك قائل به اعتباريت وضع ذكر كرديم؛
٢) دلالتى كه به وسيله وضع- به معناى قرن اكيد- به وجود مىآيد دلالت تصوريه است و لذا متوقّف بر قصد و اراده گوينده نيست، به همين سبب اگر لفظ به وسيله ابزارى كه داراى شعور و اراده نيست نيز صادر شود دلالت بر معناى موضوع له دارد، و اين خود نشانه صحّت مدّعاى ماست كه وضع، منشأ دلالت تصوريه است نه دلالت تصديقيه؛
٣) فعليت دلالت وضعى در غالب احوال متوقّف بر علم به وضع است؛ زيرا همان گونه كه گفته شد دلالت وضعى ناشى از اقتران اكيد لفظ و معناست كه اين اقتران اكيد غالبا بدون علم محقّق نمىشود. آرى گاه مىشود كه اين اقتران اكيد از طريق تلقين به وجود مىآيد نظير اقترانى كه در ذهن كودك ميان لفظ «شير» و معناى آن به وجود مىآيد كه در اين صورت با وجود عدم علم به وضع و در اثر تلقين رابطه اقتران اكيد بين لفظ و معنا در ذهن كودك پديد مىآيد[١].
[١] . بحوث فى علم الأصول، ج ١، ص ٨١- ٨٣.