موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣ - لطيفةٌ عرفانيةٌ و حقيقةٌ إيمانيةٌ
- كه موازين حق و باطل، و طرق تميّز سعادت و شقاوتند- نمايد تا أوّلًا خود را بشناسد و به حال باطن خود معرفت پيدا كند كه از كدام حزب و داخل كدام جند است؛ آيا از حزب الرحمان و جند العقل است يا حزب الشيطان و جند الجهل است؟
پس اگر با همين حديث شريف، كه ما در صدد شرح آن هستيم، خود را امتحان نمود و خود را از جنود عقل تشخيص داد؛ به اينطور كه ديد جنود عقل در مملكت روح او غلبه دارد، شكر خداى تعالى كند، و بكوشد تا مملكت باطن را از جنود جهل پاك كند، و حكم عقل و جنود آن را در باطن، محكم و نافذ كند، و هرگز به واسطه كمال يا جمال باطنى كه دارد، به خود مغرور نشود؛ كه غرور از بزرگترين دامهاى ابليس است كه سالك را از طريق حق بازدارد، بلكه به قهقرا برگرداند، و بداند كه انسان تا در اين دنيا و دارالغرور است، به هر مرتبه از كمال و جمال روحانى و به هر مرتبه از عدالت و تقوا كه برسد، ممكن است بازپس برگردد و بهكلّى تغيير كند و عاقبت امرش به شقاوت و خذلان منتهى شود.
پس هيچ گاه از خود نبايد غفلت كند، و به كمال خود نبايد مغرور شود، و از خود و احوال نفس خود و مراعات آن نبايد نسيان كند، و در جميع احوال از تمسّك به عنايات خفيه حق تعالى غفلت نكند، و به خود و سلوك و رياضت و علم و تقواى خود به هيچ وجه اعتماد نكند؛ كه از بزرگترين مهالك انسانيت و وساوس شيطانيت است كه سالك را از ياد خود نيز مىبرد؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ [١]، و اگر
[١] «و مانند كسانى كه خدا را فراموش كردهاند، نباشيد كه خدا ايشان را از ياد خودشان برد، آنان همان فاسقان هستند». (الحشر (٥٩): ١٩)