موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
خطيئات است، دانست. و چون حبّ دنيا در دل متمكّن شد، به مجرّد آنكه با يكى از شؤون دُنياوى مزاحمتى حاصل شد، قوّه غضب فوران كند و عنان اختيار را از دست بگيرد و متملّك نفس نشود و انسان را از جاده شريعت و عقل خارج كند.
پس علاج اساسى اين قوّه به قلع مادّه آن است كه آن حبّ دنيا است، و اگر انسان نفس را از اين حبّ تطهير كند، به شؤون دنيايى سهلانگارى كند و از فقدان جاه و مال و منصب و رياست، طمأنينه نفس را از دست ندهد و حقيقت حلم و بردبارى و طمأنينه نفس در انسان پيدا شود و قرار و ثبات نفس روزافزون شود.
و براى قلع اين مادّه- كه مايه تمام مفاسد است- انسان هر چه رياضت بكشد، بهجا و بهموقع است، و الحق ارزش دارد، و براى قلع آن، تفكّر در احوال گذشتگان و تفكّر در قصص قرآنيه بهترين علاج است. عبرتگرفتن از احوال اشخاصى كه داراى سلطنتها و عظمتها و مال و منالها بودند و استفاده از آنها در چند روز محدودى كرده و براى مدتهاى غيرمتناهى حسرت آن را به گور بردند و وزْر و وبال آن شامل حالشان شد، براى انسانِ بيدار بهترين سرمشق است.
انسان عاقل بايد مقدار زندگانى خود را در دنيا و احتياج خود را به سازوبرگ آن با مقدار زندگانى خود در آخرت و احتياج به سازوبرگ آنجا مقايسه كند، آنگاه جدّيت خود را در تحصيل سازوبرگ اين زندگانى و آن زندگانى، تجزيه و پخش كند؛ ببيند بايد براى صد سال فرضى چه مقدار تهيه كند، و براى زندگانى ابدى- كه آخر ندارد- چه اندازه تهيه كند، آنگاه ببيند كه در