موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٣ - فصل پنجم در شمّه اى از احاديث شريفه در اين باب
دهند، و از علماء باللَّه و رجال دين دستور اخلاقى و دينى اتّخاذ كنند و شيوه بزرگان را با زيردستان و متعلّمان ياد گيرند و خود را به اين اخلاق بزرگ الهى موصوف كنند و تفكّر كنند در اينكه عيسى مسيح شستوشوى پاى حواريين را حاجت خود مىدانست و خود را نيازمند به آن مىدانست، و اين غايت تذلّل و تواضع است.
و اينكه فرمود: «سزاوارترين مردم به خدمتنمودن به مردم، علماء هستند» براى آن است كه تواضع ثمره علم باللَّه و علم به نفس است، و اين در علماء بايد حاصل شود.
آن عالمى كه به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشمداشتِ كُرنش و تواضع داشته باشد، عالِم نيست، و آن انبار مفاهيم رجز شيطانى است. اگر با اين مفاهيم سعادت و سلامت حاصل مىشد، ابليس نيز بايد سعيد باشد.
علمى كه خاصيت خود را از دست بدهد، حجاب غليظى است كه رهايى از آن، از همه چيز مشكلتر است.
و اينكه فرمود: «به تواضع آبادان مىشود حكمت» يا مقصود آن است كه تا در قلب تواضع نباشد، تخم حكمت در آن سبز نمىكند و رشد نمىنمايد- چنان كه تا زمين نرم [و] سهل نباشد، نبات در آن سبز و رشد نمىكند- و يا آنكه مقصود آن است [كه] تا تواضع در علماء نباشد، نمىتوانند تخم حكمت را در قلوب مردم بكارند و رشد دهند. پس با تواضع بايد دلهاى سخت را نرم كنند، پس بذرافشانى كنند و نتيجه بگيرند، و اين هر دو مطلب درست است، هم دستور اصلاح نفس است و هم دستور اصلاح غير است.
پس آنان كه به مسند ارشاد خلق نشستند و خود را راهنماى طريق سعادت معرّفى مىكنند، بايد با اين صفتِ شريف، خلق را دعوت كنند و سيره انبياء و