موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٠ - فصل دوم در بيان درجات تواضع و تكبر است
در اين باره، خصوصى سفارش شده [١].
چهارم، تواضع مؤمنين است كه به نور ايمان، علمِ باللَّه پيدا كردند، و خود را نيز تا آنجا كه نورِ آنها روشنى داده، شناختهاند. پس براى حق و خلق، متواضع شوند.
و در مقابل هر يك از اين مراتب، تكبّرى است؛ زيرا در هر احتجابى، كبريايى از براى نفس حاصل شود.
و بايد دانست كه تواضع با تملّق، و تكبّر با عزّت نفس فرقها دارد، هم در مبادى و هم در غايات و هم در ثمرات.
تواضع مبدأش علم باللَّه و علم به نفس است، و غايتش خدا است يا كرامت خدا، و نتيجه و ثمرهاش كمال نفسانى است.
تملّق، مبدأش شرك و جهل است، و غايتش نفس است، و ثمرهاش خفّت و خوارى و نقص و عار است.
تكبر، مبدأش خودبينى و خودخواهى و جهل و غفلت از حق و مظاهر او است، و غايتش نفس و خودنمايى است، و نتيجهاش سركشى و طغيان است.
عزّت نفس، مبدأش توكّلِ علَى اللَّه و اعتماد بر حق تعالى، و غايتش خدا است، و ثمرهاش ترك غير است.
[١] اشاره است به موعظهاى كه لُقمان به فرزندش كرد، و به وى گفت: «... وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً ...»؛ «به تكبّر از مردم روى مگردان، و به خودپسندى بر زمين راه مَرو». (لقمان (٣١): ١٨)