موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٩ - فصل دوم در بيان درجات تواضع و تكبر است
در اينجا نيز مختصرى مذكور مىداريم تا فايده تمام شود، و اين تقسيم، غير از آن است كه در آن كتاب مذكور شده.
بدانكه از براى تواضع درجاتى است كه تكبر در هر درجه مقابل آن است:
اوّل، تواضع اولياء كُمّل و انبياء عظام است كه آنان به واسطه تجلّيات ذاتى و اسمائى و صفاتى و افعالى در قلبشان، در پيشگاه حق تعالى و مظاهر جمال و جلال آن ذات مقدّس متواضع شوند، و مشاهده كمال ربوبيت و ذلّت عبوديت در آنها، غايتِ تواضع و تذلّل را در قلبشان ايجاد كند، و هر چه در اين دو نظر و دو مشاهده كامل گردند، در حقيقتِ تواضع نيز كامل شوند، چنان كه ذات مقدس أعرف خلق اللَّه و أعبد عباد اللَّه، خاتم النبيّين، متواضعترين موجودات است در پيشگاه مقدّس حق تعالى؛ زيرا كه در مشاهده كمال ربوبيت و نقص عبوديت، كاملترين موجودات است.
و اين طايفه از متواضعين، چنانچه براى حق- جلّ وعلا- متواضعند، براى مظاهر جمال و جلال او نيز، براى او متواضعند، و تواضع براى اينان، ظلّ تواضع براى حق است، و اينان علاوه بر تواضع، داراى مقام محبّت نيز هستند، و محبّت به مظاهر حق- تابع محبّت به حق- دارند، و اين تواضع كه مشفوع با محبت است، كاملترين مراتب تواضع است.
دوم، تواضع اهل معرفت است كه در آنها همين تواضع اولياء هست، لكن در مرتبه ناقصتر است؛ زيرا مقام معرفت با مشاهدت حضورى فرق دارد.
سوم، تواضع حكماء است كه در رتبه پس از اينها است. آنان نيز اگر به مقام حكمت الهى رسيده باشند و قلب آنها به نور حكمت روشن شده باشد، براى حق و خلق متواضع شوند، چنان كه در حكمتهاى لقمانى،