موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٦ - فصل چهارم در ذكر بعض از اخبار شريفه در اين باب و بيان اجمالى آنها
سهم است، نبايد دو سهم بر او تحميل كرد، و كسى كه داراى دو سهم است، نبايد سه سهم بر او تحميل نمود [١]، و همينطور، و چون اختلاف درجات اعمال و طاقت و اشتياق بر آن غالباً از اختلاف درجات ايمان است، از اين جهت در احاديث شريفه براى تقريب به ذهن، مَثَلى ذكر فرمودند كه:
«مرد مسلمانى شخص نصرانى را دعوت به اسلام كرد تا قبول اسلام نمود.
پس مُسلِم سحر آمد و آن تازه مسلمان را بيدار كرد و برد به مسجد و او را به نماز واداشت، و هر چه خواست آن بيچاره برود، عمل ديگرى پيشنهاد او كرد تا ظهر شد؛ نماز ظهر را خواندند، خواست برود، مُسلِم گفت: «بين ظهر و عصر فاصله [اى] نيست». عصر شد؛ نماز خواندند، خواست برود، نگذاشت تا نماز مغرب و عشا را خواندند و رفتند. فردا سحر باز مسلم آمد در منزل آن مرد، او را بيدار كرد كه عمل روز قبل را تجديد كند. شخص نصرانى گفت: «برو براى اين دين، يك شخص كه بيكارتر از من باشد، پيدا كن؛ من مرد فقيرى هستم عيالمند» [٢].
و در خلال اين احاديث شريفه، امام- عليه السلام- سفارش مىفرمايد كه:
«رفق و مدارا كنيد با بندگان خدا، و تحميل نكنيد بر آنها چيزى كه طاقت بر آن ندارند كه متنفر مىشوند و از زير بار درمىروند».
و چنانچه در مدح و تحسينِ رفق رواياتى بسيار وارد است، در ذمّ و تهجين خرق و عنف نيز رواياتى وارد شده. از آن جمله، در كافى شريف به سند خود از
[١] متن حديث امام صادق عليه السلام اين است: «لا تَحْمِلُوا عَلى صاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ، وَلا عَلىصاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلاثَةً ...». (الكافي، ج ٢، ص ٤٢، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب درجات الإيمان»، حديث ١)
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٤٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب درجات الإيمان»، حديث ٢.