موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٦ - فصل اوّل در بيان معنى رفق و خرق
في الأمر غير نافع، فعليك بالخرق- و هو العجلة-، و إذا كان الخرق- أيالعجلة- غير نافع، فعليك بالرفق، والمراد بذلك أن يستعمل كلّ واحد من الرفق و الخرق في موضعه؛ فإنّ الرفق إذا استعمل في غير موضعه، كان خرقاً و الخرق إذا استعمل في غير موضعه، كان رفقاً، وقريب من هذا قوله عليه السلام: «رُبَّما كانَ الدَواءُ داءً وَالداء دَواءً [١]» [٢]. انتهى كلامه.
و معنى حديث شريف را با كمال وضوحش، خيلى عجب است كه اينطور درهم پيچيده و تكلّف به خرج داده؛ زيرا كه معنى حديث آن است كه اگر وقتى شد كه رفق و مدارات اسباب خرق و زحمت شود، بايد مدارات را كنار گذاشت و خرق كرد كه آن عين مدارات است؛ مثلًا اگر بريدن دست معيوب را كه بايد بريد، با مدارا و ملايمت بريدن، زحمت فراهم كند و اسباب خرق شود، بايد با عنف و عجله و شدّت، كار را انجام داد كه اين خرق، عين رفق و مدارا است.
و خَرِقَ خُرْقاً از باب تعب خلاف رفاقت و مدارا است، و خُرق، به معنى ضعف عقل و حمق و جهل و عنف و زجر و عجله آمده است [٣]، و في الحديث: «الْخُرْقُ شُؤمٌ وَالرِّفْقُ يُمْنٌ» [٤]، و خرق جامه، به معنى پارهكردن و
[١] نهج البلاغة، ص ٤٠٢، نامه ٣١.
[٢] مجمع البحرين، ج ٥، ص ١٧١.
[٣] مجمع البحرين، ج ٥، ص ١٥٣؛ لسان العرب، ج ٤، ص ٧٤؛ شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٤١؛ الوافي، ج ١، ص ٦٧؛ شرح اصول الكافي، ملّا صالح مازندرانى، ص ٢٩٨.
[٤] رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «الرِّفْقُ يُمْنٌ وَالْخُرْقُ شُؤمٌ»؛ «مدارا وملايمت ميمون و مباركاست، وعجله شوم ونامبارك». (الكافي، ج ٢، ص ١١٩، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرفق»، حديث ٤)