موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٩ - فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
بدانكه اختلاف درجات توكّل به اختلاف معرفت به اركان آن است:
چنانچه اگر به طريق علم، آن اركان را دريافت، حكم به لزوم توكّل كند علماً و برهاناً، و پيش از اين معلوم شد كه اين مرتبه را توكّل نتوان گفت [١].
و اگر ايمان به اركان مذكوره آورد، صاحب مقام توكّل شود، و اين اول مرتبه توكّل است.
پس مؤمن چون همه اشياء را براى خود مخلوق مىداند و خود را براى حق؛ چنانچه شهادت دهد به اين مطلب خودِ مقام جامعيت انسانى، كه دلالت بر آن دارد آيه كريمه لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ^ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ [٢] و همينطور آيه كريمه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها [٣] و قول على- عليه السلام- در اشعار منسوب به آن بزرگوار:
| «أتَزْعَمُ أنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ |
| وَفِيْكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الأكْبَرُ» |