موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٤ - فصل دوم در بيان تأثير طمع و يأس
ما ذا؟ يَقُولُ: لَولا أنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيَّ بِفُلانٍ لَهَلَكْتُ؟ قالَ: نَعَمْ لا بَأْسَ بِهذا أوْ نَحْوِهِ» [١].
و اين حديث شريف، از لباب معارف الهى و اصول حقايق توحيد است كه از معدن وحى الهى و مخزن علم ربّانى صادر شده و متكفّل توحيد خاصّى و وحدت در كثرت است كه قرة العين اولياء است.
و اين احاديث شريفه كفيل تأديب نفوس و طريق ارتياض قلوب است؛ چه دلبستگى به مخلوق و غفلت از حق- جلّ جلاله- از حجب غليظهايست كه نور معرفت را خاموش، و قلب را مكدّر و ظلمانى كند، و اين از بزرگترين دامهاى ابليس شقى و مكايد بزرگ نفس است كه انسان را از ساحت مقدّس حق دور، و از معارف حقّه مهجور مىكند.
و اينكه در روايات شريف است كه تمام خيرات مجتمع است در قطع طمع از مردم [٢]، براى آن است كه قطع طمع از مردم، راه انقطاع به حق و وصول به باب اللَّه را باز كند، و آن مجمع همه خيرات و مركز تمام بركات است كه فطرت انسانيه مخمور بر آن و مفطور به آن است.
[١] از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه در تفسير قول خداوند عزّ و جلّ: و ما يؤمن أكثرهم باللّه إلّا و هم مشركونفرمود: «وى همان شخصى است كه مىگويد: اگر فلان كس نمىبود، هلاك مىشدم. و اگر فلان كس نمىبود، دچار چنين و چنان نمىشدم. و اگر فلان كس نمىبود. خانوادهام و عيالم از دستم مىرفت. آيا نمىبينى كه براى خداوند در ملكش، شريكى قرار داده كه او را روزى مىدهد و [بدى را] از وى دور مىكند؟!! به امام عرض كردم: او چه بگويد؟ آيا [صحيح است كه] بگويد: اگر خداوند به واسطه فلان كس بر من منّت نمىنهاد، من هلاك مىشدم. آن حضرت فرمود: بلى، اشكالى ندارد كه به اين صورت يا مانند آن بگويد». (وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢١٥، «كتاب جهاد النفس»، «أبواب جهاد النفس»، باب ١٢، حديث ٢؛ حديث ٢؛ عدّة الداعي، ص ١٢١)
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ١٤٨، «باب الاستغناء عن الناس»، و ص ٣٢٠، «باب الطمع».