موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٤ - فصل چهارم در نقل بعض احاديث شريفه در اين باب
كرده، كفران نعم الهيه كند و هر نعمتى را به موجودى نسبت دهد و چشم اميدش دائماً به اهل دنيا باز، و دست طمعش به فقرايى كه چون خودش فقر در ناصيه همه ثبت است، دراز است.
اى بيچاره انسانِ محجوب كه عمرى در نعمتهاى بىمنتهاى حق غوطه خوردى و از رحمتهاى بىكرانش برخوردار گشتى و ولىنعمت خود را نشناخته، كوركورانه از ديگران ستايش كردى و به ناكسان كرنش نمودى! آرى، شكر مخلوق از وظايف حتميه است؛ چنانچه فرمودهاند: «مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمَخْلُوقَ لَمْ يَشْكُرِ الْخالِقَ» [١]، لكن از آن جهت كه آنها را خداوند وسايل بسط نعمت و رحمت مقرّر فرموده؛ نه آنكه با شكر آنها از خالق و رازق حقيقى محجوب گردى؛ چه كه اين عين كفران نعمتِ ولى نعم است.
بالجمله معلوم شد كه شكر از لوازم فطرت مخموره است، و كفران از احتجاب فطرت و از جنود ابليس و جهل است، و با اين بيان فتح ابوابى از معارف شود، به شرط رجوع به فطرت مخموره و خروج از حجاب و احتجاب.
فصل چهارم در نقل بعض احاديث شريفه در اين باب
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قالَ: «قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: الطاعِمُ الشاكِرُ لَهُ مِنَ الأجْرِ كَأجْرِ الصائِمِ الْمُحْتَسِبِ، وَالْمُعافِى الشاكِرُ لَهُ مِنَ الأجْرِ كَأجْرِ الْمُبْتَلَى
[١] ر. ك (با كمى اختلاف در الفاظ): من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٧٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٨، ص ٤٤، حديث ٤٧.