موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٥ - فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
كه ارباب شرايع خبر دادند [١]- اين راحتى مطلق موجود است، پس انسان بالفطره متوجه عالمى است كه در آن راحتى بىرنج و تعب، و لذّتى بىمزاحم و كدورت است.
و نيز انسان به حسب فطرت، عاشق حرّيت و آزادى است كه هر چه بخواهد بكند، حتى اراده او نيز نافذ باشد؛ بهطورى كه در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمى نباشد، و معلوم است كه در اين عالم، همچو قدرت و نفوذ اراده يافت نشود، لااقلّ طبايع اين عالم تعصّى دارند كه تحت اراده انسان باشند- چنانچه واضح است- و اينطور سلطنت جز در عالم مابعد الطبيعه- كه بهشت اهل طاعت است- يافت نشود، پس انسان به حسب فطرت، مؤمن به نشئه غيبيه است.
و معلوم است كه عشق فعلى و عاشق فعلى، معشوق فعلى لازم دارد؛ چه كه متضايفين، متكافئين در قوّه و فعل هستند، پس بايد معشوقهاى فطرت، بالفعل باشد تا فطرت به آنها متوجه باشد.
و گمان نشود كه شايد انسان در خطا و غلط باشد، و نفس متوجه به صورتهاى ذهنيه و خيالات مو هومه باشد كه اصل ندارد؛ زيرا كه صورتهاى خياليه، خود، معشوق نفس نتواند بود؛ زيرا كه آن صورتها همه محدودند و نفس، عاشقِ غير محدود است، و ديگر آن كه، چون كه اين فطرت، لازمه وجود است، در آن خطا و غلط راه ندارد؛ چنانچه به برهان لمّى معلوم شده است در علوم عاليه [٢]، و اين اوراق گنجايش برهان ندارد، تا اين قدر نيز از وظيفه و
[١] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٨، ص ٧١، «باب الجنّة و نعيمها».
[٢] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٧، ص ١٤٨.