موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٤ - فصل سوم در بيان آنكه «تسليم» از جنود عقل و رحمان است و لازمه فطرت مخموره است، و ضد آن از جنودِ جهل و لازمه فطرت محجوبه است
احتجاب فطرت است به حجابهاى طبيعت و انانيت و خودرأيى و خودسرى و خودخواهى كه همه آنها برخلاف فطرت الهيه است.
و در اينجا مناسب است كه اين اوراق را نورانى كنيم به ذكر يك حديث از اهلبيت وحى و عصمت:
في الْكافِي، بِإسْنادِهِ عَنْ سُفْيانَ بْنِ عُيَيْنَةَ، قالَ: «سَألْتُهُ- أي عن الصادق عليه السلام- عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؟ [١] قالَ: «القَلْبُ السَّلِيمُ الَّذي يَلْقى رَبَّهُ وَلَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ». قالَ: «وَكُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أوْ شَكٌّ، فَهُوَ ساقِطٌ. وَإنَّما أرادَ بِالزُّهْدِ فِي الدُّنْيا لِيَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلآخِرَةِ» [٢].
قلب سليم عبارت از آن قلبى است كه در آن، غير خدا نباشد، و از شك و شرك، خالص باشد، و اعراض از دنيا- كه مورد سفارش بليغ اولياء خدا است- براى آن است كه قلوب از دنيا فارغ شوند و مهياى آخرت- كه به حقيقت، مقام لقاءاللَّه است- شوند؛ بلكه تمام شرايع و اديان و تمام احكام و اخلاق و معاملات و بدايات و نهايات و ارتياضات، براى تهيه حصول لقاءاللَّه است، و آن، مقصد اصلى از همه چيز است، و تسليم به حقيقت كامله، كفيل همه اين معانى تواند بود.
[١] الشعراء (٢٦): ٨٩.
[٢] سُفْيان بن عُيَيْنَه گفت: از امام صادق عليه السلام معنى گفته خداوند را كه (بجز كسى كه با قلب سليم به پيش خداوند آيد) پرسيدم. آن حضرت فرمودند: «قلب سليم، قلبى است كه خدايش را مُلاقات كند و در او جز خدا نباشد. و فرمودند كه: هر قلبى كه در آن شرك يا شك باشد، ساقط است، و خداوند خواسته است با زهد در دنيا دلهاى انسانها را براى آخرت فارغ گرداند». (الكافي، ج ٢، ص ١٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الإخلاص»، حديث ٥)