موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٥ - فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
چون زكات و خمس و حج و امثال آن، از حرص به جمع مال است، و ترك واجباتِ بَدنيه؛ چون صوم و صلات و امثال آن، از تنپرورى است.
بالجمله، اين امّ الأمراض، انسان را به انواع بليّات مبتلا كند و كار انسان را به هلاكت ابدى كشاند.
پس بر انسان بيدار لازم است تا مهلتى در دست دارد، اين عمر خداداد را كه براى تحصيل سعادت ابدى، خداوند به او مرحمت فرموده، مفت از دست ندهد يا به خسارت و زيان نگذراند.
عزيزا! از صلاح و فساد و سعادت و شقاوت ما، به حق تعالى- نعوذ باللَّه- يا انبياء عظام و مبلّغين وحى يا اولياء كرام- عليهم السلام- نفع و ضررى نمىرسد.
عالم همه فاسد شود، در مملكت حق- جلّ وعلا- خللى وارد نشود، و همه صالح و نيكوكار شود، توسعه در مملكت حق نشود.
بشر و هر چه با او مِساس دارد، در مقابل عظمت ممالك الهيه، قدر محسوسى ندارد تا صلاح و فساد او مورد نظر باشد. پس با اين همه، تشريفات فروفرستادن وحى و دستورات الهيه و زحمت و تعب انبياء و فداكارى و از خودگذشتن اولياء همه براى صلاح حال ما است. آنها مىدانند عاقبت كار مفسدان چه خواهد بود. آنها از نشآت غيبيه اطلاع دارند و مىخواهند ما خوابها را بلكه بيدار كنند و به وظايف خود آشنا كنند، و ما بيچارهها يكوقت از اين خواب گران بر مىخيزيم كه كار از دست رفته و جبران آن ممكن نيست.
آن روز جز حسرت و ندامت براى ما چيزى نخواهد ماند و آن هم فايده ندارد.
قال تعالى: وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ [١].
[١] «آنان را از روز حسرت بِتَرسان، كه كار به پايان آمده، و آنان همچنان در حالِ غفلت [و بىايمانى] هستند». (مريم (١٩): ٣٩)