موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٨ - فصل اوّل مقصود از رضا و سخط
فرموده كه رضا اسم است از براى وقوف صادق بنده با مرادات الهيه؛ بهطورى كه اراده خود را بهكار نيندازد و التماس و خواهش نكند تقدّم يا تأخّرى را در هيچ امرى از امور و نه طلب كند زيادى را يا استبدال حالى را، و به عبارت ديگر: عبد را از خود ارادهاى نباشد و اراده او و خواهشهاى او فانى در اراده حق باشد؛ و از اين جهت، اين از اوائل مراتب خواص و اشقّ مراتب است بر عامّه [١]، انتهى كلامه مترجماً مع تغييرٍمّا.
و اين تعريف به نظر نويسنده درست نيايد؛ زيرا كه اگر مقصود از وقوف اراده عبد با مرادات حق، فناى اراده باشد، اين از اوائل مقامات فنا است و مربوط به مقام رضا نيست، و اگر مقصود، عدم اراده عبد باشد در مقابل اراده حق، اين مقام تسليم است و دون مقام رضا است.
بالجمله، مقام رضا عبارت است از: خشنودى و فرحناكى عبد از حق و مرادات او و قضا و قدر او، و لازمه اين خشنودى، خشنودى از خلق نيز هست و حصول فرح عام مىباشد؛ چنانچه ممكن است مراد شيخالرئيس [٢] در
ادبى و دينى و حفظ اشعار عرب مشهور بوده است. او در تصوّف از محضر عارف نامى شيخ ابوالحسن خَرَقانى تعليم يافته و جانشين وى شده است.
بيشتر عمرِ وى در هرات به سر آمده و در آنجا تا پايان عمر به تعليم و ارشاد اشتغال داشته است. بعضى از مشهورترين آثار او عبارتند از: تفسير قرآن، منازل السائرين، صد ميدان، زاد العارفين، مناجات نامه و محبّت نامه و .... (ريحانة الأدب، ج ٢، ص ١٦٨- ١٧٠ (با تلخيص و تغيير)
[١] منازل السائرين، ص ٧١، باب الرضا.
[٢] حُجَّة الحقّ، شرف الملك، الشيخ الرئيس ابو على حسين بن عبداللَّه بُخارى معروف به