موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٥ - فصل سوم در تحصيل فضيلت عدالت
زمين، هرگز درختى از زمين روييده نشود» [١].
و اهل معرفت گويند كه اين موذيات كه بر انسان در قبر مسلّط شود، ظهور ملكوت اخلاق ذميمه است [٢]، و اين اخلاق ذميمه هم در اين عالم نيز انسان را فشار دهد و اذيت كند؛ لكن چون نفس در غلاف طبيعت است به واسطه غلبه خدر طبيعت بر آن، از ملكوت خود غافل است و قدرت تامّه ملكوتيه نيز در آن ظاهر نشده است؛ از اين جهت، از انواع موذيات موجوده در باطن نفس غافل و احساس آنها را نكند.
و چون نشئه ملك به ملكوت عالم قبر و برزخ تبديل شد، بساط ظاهر برچيده شود و صفحه باطن ظاهر شود و غيب نفس شهادت شود و ملكات باطنه محسوس و ظاهر گردد و به صورتهاى مناسبه جلوه كند و انسان خود را مبتلا و محصور در انواع بليّات و موذيات بيند و انواع ظلمتها و كدورتها و وحشتها به او احاطه كند.
و اگر به اين فشارها و زحمت و ذلّت و عذابهاى برزخى و قبرى، رفع كدورتهاى نفسانى شد و اجانب و غرائب فطرت زايل شد، در قيامت به سعادت رسد و در ظلّ عنايات شافعان- عليهم السلام- به مقام كريم موعود خود رسد، و اگر خداى نخواسته، ريشه اخلاق فاسده و ظلمات و كدورتهاى
[١] متن روايت چنين است: «فيسلّط عليه في قَبْرِهِ تِسْعَةً وَتسعينَ تِنّيناً لَوْ أنَّ تِنّيناً وَاحِداً مِنْها نَفَخَ في الأرْضِ ما أنبَتَتْ شجراً أبداً». (الكافي، ج ٣، ص ٢٣٧، «كتاب الجنائز»، «باب المسألة في القبر و ...»، حديث ٧)
[٢] ر. ك: إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٢٧٥ و ٧٢٤- ٧٢٦؛ علم اليقين، ج ٢، ص ٨٧٦ و ٨٨٣. اين مطلب از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود، ر. ك: بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٢٤، حديث ٢٥ و ٢٦.