موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٨ - فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
بر تجلّيات جماليه است.
و يك قسم از قلوب، آنهايى است كه جمع بين هر دو تجلّى نموده و اين نحو قلوب، هر چه به افق اعتدال نزديكتر باشند، كاملترند، تا آنجا رسد كه تجلّيات جمال و جلال بر حدّ استواء و اعتدال حقيقى، بر قلب آنها ظاهر شود؛ نه جلال را بر جمال غلبه باشد و نه جمال را بر جلال، و صاحب اين قلبِ جمعىِ احدىِ احمدى، خاتم دائره كمال و جامع ولايت مطلقه و نبوّت مطلقه است و آن، خاتم نبوّات و مرجع و مآب ولايات است [١].
و اين خوف و رجا كه از تجليات اسمائى است، منقطع شدنى نيست و به انقطاع دار طبيعت و رجوع نفوس شريفه آنان از اين عالم منقطع نشود. بلى، در هر نشئه بهطورى ظاهر و داراى اثرى خاص است.
و اينكه در شرح اصول [كافى]، فيلسوف عظيمالشأن اسلامى و حكيم بزرگوار ايمانى- رضوان اللَّه عليه- در ذيل اين فقره از حديث شريف فرمودند كه:
«خوف، از كمالِ باقيه در عالم آخرت نيست و منقطع مىشود به انقطاع اين عالم.»- [٢] مقصود غير اين خوف است كه از تجلّيات جلال است؛ زيرا كه اين تجلّيات بعد از رفع اشتغال از طبيعت، بالاتر و كاملتر است، و هرچه، ارواح و نفوس در غلاف طبيعت باشند از اين تجلّيات محرومترند.
و اين خوف، از سنخ عذاب و جنس عقاب نيست تا با آن عالم منافات داشته باشد، و شايد در آن عالم نيز نسبت به همه نفوس و ارواح كامله، تجلّى
[١] ر. ك: شرح دعاء السحر، ص ٣٢؛ شرح چهل حديث (اربعين حديث)، امام خمينى قدس سره، ص ٤٠٠.
[٢] شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤١٨.