موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٨ - فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
مزيّن مىكنيم؛ شايد از بركت كتاب شريف الهى و انفاس قدسيه حضرت اولياى نِعَم- عليهم الصلاة و السلام- قلوب مظلمه قاسيه را نورى حاصل شود و از اين حجابهاى ظلمانى عالم طبيعت خلاصى پيدا شود.
در كافى شريف در باب اينكه «ايمان مشارك اسلام [است] و اسلام مشارك ايمان نيست». سند به سماعه رساند:
قالَ، قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام: أخْبِرْني عَنِ الإسْلامِ وَالإيْمانِ، أهُما مُخْتَلِفانِ؟
إلى أنْ قالَ: فَقالَ: «الإسْلامُ: شَهادَةُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَالتَّصْدِيقُ بِرَسُولِ اللَّهِ، بِهِ حُقِنَتِ الدِّماءُ، وَعَلَيْهِ جَرَتِ الْمَناكِحُ وَالْمَوارِيثُ، وَعَلى ظاهِرِهِ جَماعَةُ النّاسِ. وَالإيمانُ: الْهُدى وَما يَثْبتُ في الْقُلُوبِ مِنْ صِفَةِ الإسْلامِ وَما ظَهَرَ مِنَ الْعَمَلِ بِهِ» [١]. الحديث.
از اين حديث شريف ظاهر شود كه شهادت به وحدانيت و اعتقاد به رسالت، اسلام است، ولى ايمان، نور هدايتى است كه در قلب جلوه كند.
و آنچه صفت اسلام است، اگر در قلب ثابت شد و به قلب رسيد، آن ايمان است، و لازمه ايمان، عمل است، و از احاديث بسيار ظاهر شود كه عمل به اركان از ايمان است [٢]، و اين نه آن است كه در حقيقت ايمان، عمل به اركان
[١] سماعه گفت: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: به من خبر ده از ايمان و اسلام، آيا با هم اختلاف دارند؟ تا آنجا كه گفت: پس امام فرمودند: «اسلام شهادت به وحدانيت خدا و تصديق به رسالت پيامبر خداوند است، كه به آن خون حفظ مىشود و با آن ازدواج و ارث بردن جايز مىشود و توده مردم بر ظاهر آن مىباشند. ولى ايمان، هدايت است و آنچه كه از صفت اسلام در قلب تثبيت شده و منشأ عمل مىگردد». (الكافي، ج ٢، ص ٢٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب أنّ الإيمان يشرك الإسلام و ...»، حديث ١)
[٢] عن الصادق عليه السلام: «الإيمانُ هُوَ الإقْرارُ بِاللِّسانِ وَعَقْدٌ فِي الْقَلْبِ وَعَمَلٌ بِالْأَرْكانِ ...»؛ «ازامام صادق عليه السلام نقل شده است كه: ايمان، اقرار به زبان و عقد در قلب و عمل به اركان است». (الكافي، ج ٢، ص ٢٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب آخر منه وفيه أنّ الإسلام قبل الإيمان»، حديث ١؛ بحار الأنوار، ج ٦٦، ص ٦٣، حديث ٩)