موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
كجاست آن هدايت و شفاى امراض باطنى كه براى مؤمنين از قرآن شريف حاصل مىشود؟! چه شده است كه در گوش ما اين آيات شريفه فرو نمىرود و براى ما خود، حجاب فوق حجاب مىشود؟! اين نيست جز آنكه نور ايمان در قلب ما نازل نشده و علوم ما به همان حدّ علمى باقى مانده و به لوح قلب وارد نگرديده، و در اين باب، در قرآن شريف آيات بسيارى است [١] كه با مقايسه حال خود با آن آيات و تطبيق آن آيات با صفات خود، به خوبى حال ما معلوم خواهد شد.
و اما خاصيت سوم كه مىفرمايد: وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛ حقيقت توكّل واگذاركردن جميع امور است به وكيل و اعتماد نمودن به وكالت اوست و صرفنظر نمودن از ديگران است، و چشم اميد از ديگران بستن است؛ و آن مبتنى بر چهار امر است كه اركان توكّل است:
اوّل: علم به آنكه وكيل، حاجت انسان را مىداند.
دوم: علم به آنكه قدرت به قضاى حاجت دارد.
سوم: علم به آنكه رحمت و شفقت به موكّل دارد.
چهارم: آنكه بخل از ساحت او دور است.
اكنون مراجعه به حال خود كنيم، اين چهار علم از براى ما حاصل است نسبت به ذات مقدّس حقتعالى؛ همه او را عالم به ذرّات كائنات مىدانيم، علم او را محيط به تمام موجودات مىدانيم و قدرت كامله او را نافذ در ارَضين و سماوات مىدانيم و رحمت عامّه شامله او را به همه موجودات، مىدانيم و او
[١] ر. ك: الأنفال (٨): ٢- ٤؛ المؤمنون (٣٢): ١- ١١؛ البقرة (٢): ١٦٥؛ الشورى (٤٢): ٣٦- ٤٣؛ و ساير آياتى كه در توصيف اهل ايمان وارد شده است.