موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩١ - فصل دوم در توضيح و تتميم اين مطلب است
فصل دوم در توضيح و تتميم اين مطلب است
بدانكه ايمان به معارف الهيه و اصول عقايد حقّه صورت نگيرد، مگر به آنكه اولًا: آن حقايق را به قدم تفكّر و رياضت عقلى و آيات و بيِّنات و براهين عقليه ادراك كند، و اين مرحله بهمنزله مقدّمه ايمان است، و پس از آنكه عقل حظّ خود را استفياء نمود، به آن قناعت نكند؛ زيرا كه اينقدر از معارف، اثرش خيلى كم است و حصول نورانيت از آن، كمتر شود. پس از آن، بايد سالك إلى اللَّه اشتغال به رياضات قلبيه پيدا كند و اين حقايق را با هر رياضتى شده به قلب رساند تا قلب به آنها بگرود.
پس در اينجا، مراتب ايمان فرق كند، و شايد معناى حديث شريف كه فرمايد: «علم نورى است كه خداى تعالى در دل هر كس كه خواهد افكند» [١]، همين باشد؛ زيرا كه علم باللَّه تا در حد عقل است، نور است، و پس از رياضات قلبى، خداى تعالى آن را در قلوب مناسبه افكند، و دل به آن بگرود.
مثلًا، حقيقت توحيد، كه اصلِ اصول معارف است و اكثر فروع ايمانيه و معارف الهيه و اوصاف كامله روحيه و صفات نورانيه قلبيه از آن منشعب شود، تا در ادراك عقلى است، هيچيك از اين فروع بر آن مترتب نشود و انسان را به هيچيك از آن حقايق نرساند.
مثلًا، توكّل به خداى تعالى يكى از فروع توحيد و ايمان است. ما غالباً يا به
[١] «الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاءُ». (مصباح الشريعة، ص ١٦؛ ر. ك: مشكاةالأنوار، ص ٥٦٣؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٥، حديث ١٧)