موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
نيفتد؛ بهخلاف آنكه اگر معصيت، رذائل فطريه را ظاهر و فعلى سازد و صورت باطن انسان را متبدّل به صورت جنود جهل نمايد، از ساحت رحمت دور شود.
و چه بسا شود كه نور فطرة اللهى به كلّى منطفى گردد، و در اين صورت، صاحب آن، قرين با شيطان، مُخلّد در جهنم و مُبعّد از رحمت خواهد بود، و از اين جهت است كه اشتغال به تهذيب نفس و تصفيه اخلاق- كه فى الحقيقه خروج از تحت سلطه ابليس و حكومت شيطان است- از بزرگترين مهمّات و اوجب واجبات عقليه است.
و اين مطلب در محل خود به ثبوت پيوسته كه نَشَئات ثلاثه نفس- يعنى، نشئه مُلك و دنيا كه محطّ عبادات قالبيه است، و نشئه ملكوت و برزخ كه محلّ عبادات قلبيه و تهذيبات باطنيه است، و نشئه جبروت و آخرت كه مظهر عبادات روحيه و تجريد و تفريد و توحيد است- تجلّيات يك حقيقت قدسيه و مراتب يك بارقه الهيه است [١].
و نسبت غيب نفس به شهادت و برزخ آن، نسبت ظاهريت و مظهريت نيز نيست، بلكه نسبت ظهور و بطون شىء واحد است.
پس هر يك از احكام نشئات سهگانه به رفيق خود سرايت كند به مناسبت نشئه آن؛ مثلًا عبادات قالبيه شرعيه، اگر به آداب صوريه و باطنيه آيد، مورث تهذيب باطن شود، بلكه بذر توحيد و تجريد، در روح افشاند؛ چنانچه تهذيب باطن، قوه تعبّد را قوىّ و به حقايق توحيد و تجريد، انسان را مىرساند، و سرِّ توحيد باطن را مهذّب و جنبه عبوديت را كامل نمايد. از اين جهت، انسان سالك بايد در هر يك از نشئات ثلاثه نفس، قدم راسخ داشته باشد و از هيچ
[١] الحكمة المتعالية، ج ٩، ص ٩٤ و ٢٢٩، و ج ٨، ص ٢٢١.