موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
شؤون حضرت حق- جلّ و علا- هستند، بىحجاب اصطلاحات و قيود مفهومات كه هر يك حجاب روى جانان است.
قوله: «فَلَمّا رَأى الْجَهْلُ ما أكْرَمَ اللّهُ بِهِ الْعَقْلَ وَما أعْطاهُ، أضْمَرَ لَهُ الْعَدَاوَةَ».
اگر مراد از جهل، حقيقت ابليسيه در عالم امر باشد، رؤيت او جنود عقليه را- كه متّحد با عقل و مندمج در آن است و رؤيت آنها بىرؤيت جمال عقل نشود و آن، بهطور احاطه از براى جهل ميسور نيست- لابد يا به طريق انعكاس كامل در ناقص است يا به طريق مقايسه نقص به كمال و فهم ضدّ از ضدّ است؛ چنانچه اضمار عداوت، عبارت از مناقضت و مضادّت ذاتيه مابين اين دو حقيقت است، و اين هر دو، گرچه از ظاهر عرفى حديث شريف بعيد است، ولى با برگرداندن ظاهر به باطن و قشر به لُبّ، بُعدى ندارد.
و اگر مراد از جهل، مظاهر ابليس و جهالات اصحاب جهل باشد، كه عبارت از واهمه در انسان است، به يكى از دو معنا محمول است:
اوّل، آنكه اشاره به تضادّ ما بين قوّه واهمه و قوّه عقليه در هر يك از افراد انسانى باشد، و تقدّم خلق عقل و جنود آن بر جهل و جنود آن و همينطور تأخّر جنود هر يك از خود آنها، اشاره به تقدّم ذاتى عالم ملكوت اعلى بر ملكوت اسفل است و تقدّم ذوات بر اوصاف و مَلَكات است، و بنابر اين، در هر يك از افراد انسانى، تمام جنود جهل و عقل متحقّق است به طريق استجنان و فطرت، الّا آنكه جنود عقليه، موجود بالأصاله، و جنود جهليه، موجود بالتبعيه است، و رؤيت جهل، عقل و جنود آن را نيز به يكى از آن دو معنا محمول است.
دوم، آنكه اشاره به دو طايفه از مردم باشد كه يكى: اصحاب سعادات و كمالات، و ديگر: ارباب شقاوات و نقايص هستند، و تضادّ مابين اين دو طايفه