موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
جنود عقل عطا شد». گر چه تطبيق آن از فهم عرفى دور است.
و نكته آنكه حقايق عقليه را حق تعالى در قرآن شريف و انبياء و ائمّه معصومين- عليهم الصلوة و السلام- در احاديث شريفه، نوعاً به لسان عرف و عامّه مردم بيان مىكنند، براى شفقت و رحمت بر بنىالانسان است كه هر كس به مقدار فهم خود، از حقايق نصيبى داشته باشد. پس آنها حقايق غيبيه عقليه را نازل فرمايند تا به درجه محسوسات و مأنوسات عامّه مردم رسانند تا آنها كه در اين درجه هستند، حظّى از عالم غيب به اندازه خود ببرند، لكن بر متعلّمان علوم آن بزرگواران و مستفيدان از افادات قرآن شريف و احاديث اهل عصمت، لازم است كه براى شكر اين نعمت و جزاى اين عطيّت، معامله به مثل نموده، صورت را به باطنْ ارجاع، و قشر را به لبّ، و دنيا را به آخرت برگردانند كه وقوف در حدود، اقتحام در هلكات، و قناعت به صُوَر، بازماندن از قافله سالكان است. و اين حقيقت و لطيفه الهيه، كه علم به تأويل است، به مجاهدات علميه و رياضات عقليه، مشفوع به رياضات عمليه و تطهير نفوس و تنزيه قلوب و تقديس ارواح حاصل شود؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ [١] و فرمايد: لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ [٢]، گرچه راسخ در علم و مُطَهَّر به قول مطلق، انبياء و اولياء معصومين هستند [٣] و از اين جهت، علم تأويل، به تمام مراتب آن، مختصّ به آنها است، لكن علماء امت را نيز از آن به
[١] «و تأويلش را به جز خداوند و راسخان در علم نمىدانند». (آل عمران (٣): ٧)
[٢] «جز پاكان آن را مَسّ نمىكنند». (الواقعة (٥٦): ٧٩)
[٣] الكافي، ج ١، ص ١٦٥، «كتاب التوحيد»، «باب الهداية أنّها من اللَّه»، أحاديث الباب؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ٢، ص ٣٦٤- ٣٦٦.