موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
صوريه و اخلاق نفسيه، مقدّمه معارف الهيه است، و آنها نيز مقدّمه حقيقت توحيد و تفريد است كه غاية القصواى سير انسانى و مُنتهَى النهايه سلوك عرفانى است. پس هدايت به ملكوت اعلى و از آنجا به باطن اسماء و از آنجا به حضرت هويت، بىمرآت كثرت حاصل نشود الّا به شناختن جنود عقل و جهل.
«قالَ سَماعَةُ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ لا نَعْرِفُ إلّاما عَرَّفْتَنا».
سماعه گفت: فدايت شويم، ما نشناسيم مگر آنچه تو به ما معرّفى فرمايى.
بدانكه معرفت عقل و جهل و جنود آنها از مختصّات علوم غيبيه الهيه و معارف حقّيه باطنيه است كه معرفت آنها به جميع شؤون و تمام مدارج و مراتب و همه اسرار و حقايق، ميسور و ميسّر نشود مگر از براى اصحاب ولايت و ايقان و اوحدىّ از ارباب معارف و ايمان كه به نور معرفت و قدم سلوك از جلباب بشريت خارج و حجب عوالم مُلك و ملكوت را خرق نموده، به مبادى وجود و مصادر غيب و شهود رسيده، و به مشاهده حضوريه، عوالم غيب را دريافته باشند؛ و اين جز براى كُمَّل رخ ندهد.
و بايد دانست كه نسبت مابين مشاهده حضوريه، كه حقيقة العرفان است، با علوم كلّيه الهيه- كه شعبهاى از آن، حكمت الهيه و شعبهاى از آن، علم العرفان است- چون نسبت مابين خيال و رؤيت و وهم و رؤيا است؛ و چنانچه رؤيت بصرى در بيدارى و رؤياى در عالم خواب، مشاهده با عين ظاهر و باطن است به طريق جزئيت و شخصيت، به خلاف وهم و خيال، كه رؤيت نقشه و دورنماى شىء است، همينطور مشاهدات حضوريه، كه حقايق و سراير عرفان است،