موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠ - تنبيه شريف و تحقيق لطيف بيان تفاوت بين ادبار عقل و جهل است
فرموده، به عالم قدس و طهارت برگردند و حق، به حقيقت تقديس و توحيد و تفريد و تجريد، به باطن آنها جلوه كند، پس حقيقتِ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ [١] را دريابند و هم در اين عالم، قيامت كبراى آنها قيام كند و شمس يوم القيامه از براى آنها طلوع نمايد و وصول به معدن العظمه، كه قرة العين آنها است، رخ دهد و ارواح آنها معلّق به عِزِّ قدس شود و حق، آنها را از غير خود، انساء فرمايد؛ رَزَقَنا اللَّهُ وَإيّاكُمْ جَذْوَةً أوْ قَبَساً مِنْ نارِهِمْ وَنُورِهِمْ.
بالجمله، ادبار عقل كلّ عبارت از ورود در كثرت و تفصيل است بىاحتجاب، و اقبال او عبارت از خرق حجب و وصول به معدن عظمت است، پس ادبار عقل فى الحقيقه اقبال است؛ چنانچه دخول يونس- على نبيّنا وآله وعليه السلام- در بطن حوت، معراج او بود [٢].
و امّا ادبار جهل نه از براى اطاعت امر حق و ايتمار به امر ادبار بود، بلكه براى خودخواهى و خودنمايى و شيطنت و قضاى شهوات خويش بود؛ پس در اين ادبار، از ساحت قدس و قربِ حق دور و مطرود و مهجور گرديد و چنان در چاه ظلمانى عالم طبيعت فرو رفت كه نجات از آن براى او هرگز ميسور نگردد و اخلاد به ارضِ طبيعت، كه ظاهر اخلاد به جهنم است، پيدا نمود و جميع سيرش طبيعى، و غايت سيرش إلى الطبيعة ومن النفس إلى النفس ومن الهوى إلى الهوى است، و سير كمالى او نيز به سوى كمال جهل است. پس جهل كلّ، كه وهم كلّ و ابليس اعظم است، گرچه از عالم غيب و داراى تجرّد برزخى و مقام مثالى است و داراى احاطه مثالى به مظاهر است و «يَجْرِي مَجْرَى الدَّمِ مِنِ ابْنِ
[١] «آن روز، سلطنتِ عالَم از براى كيست؟» (غافر (٤٠): ١٦)
[٢] ر. ك: ص ٤١، پاورقى ١.