موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٤ - فصل اوّل در بيان ثمرات صفح و مضرّات انتقام
بروز سراير است- نتواند گفت: «رَبِّيَ اللَّهُ» آنگاه كه سؤال شود: «مَنْ رَبُّكَ» [١]؛ زيرا كه انتخاب اين اسم در بين اسماء، اشارت به آن شايد باشد كه در تحت تربيت كى بودى و دست قدرت كى در تو متصرف بود در حيات دنياوى؟ پس اگر انسان در تحت ربوبيت ذات مقدّس حق تربيت شده باشد و ظاهر و باطنش مربّى به آن تربيت باشد، جواب مىتواند دهد، وگرنه، يا جواب ندهد و يا «ربّي الشيطان» و يا «ربّى النفس الأمّارة» شايد بگويد.
و بايد دانست كه ريشه صفح و تجاوز، از ترك حبّ دنيا و نفس، آب مىخورد؛ چنانچه انتقام و غضب بىمورد- كه در اين مقام مقصود است- از حبّ دنيا و نفس و اهميتدادن به مآرب دنيايى ريشه مىگيرد.
و از اين بيان معلوم شد كه صفح از جنود عقل و رحمان و از لوازم فطرت مخموره است، و ضد آن كه انتقام است از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است؛ زيرا كه آنان كه به فطرت اصليه و روحانيت فطريه خود باقى هستند، از آلودگى به محبّت دنيا و نفس مبرّا هستند و از تكالب- كه از خواص نفس سَبُعى است- عارى و برى هستند.
وامّا محتجبين به حجاب طبيعت، چون سر و كار با آمال نفسانيه و مطلوبات طبيعيه دارند، بر سر جيفه آن تكالب كنند و قوّه غضب خود را در راه طبيعت خرج كنند و وسائلى را كه خداى تعالى براى خلاص از دام دنيا و طبيعت به آنها داده، با همان وسائل در دام آن افتند و به نعمتها و امانتهاى خدايى خيانت كنند و دست ناپاك نفس أمّاره را بر آنها دراز كنند.
[١] «اشاره است به آنچه در روايات سؤال قبر، وارد شده است». (براى مثال ر. ك: بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٢٢، «كتاب العدل و المعاد»، باب ٨، حديث ٢٢)