موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٦ - فصل دوم در بيان آنكه استسلام از جنود عقل و استكبار از جنود جهل است
چنانچه قلب اگر معيوب باشد و آفت خودبينى و خودخواهى در آن متمكّن شود، كبر در آن حاصل شود، و آن حالتى است نفسانيه كه حالت بزرگديدن خود و بالاتر ديدن خود از ديگران است، و اگر بر طبق اين حالت نفسانيه رفتار كند و در ظاهر، بزرگى فروشد بر بندگان خدا، گويند: تكبر كرد، و اگر از روى اين كبرياء نفسانى نافرمانى و سركشى كند، گويند: استكبار نمود. پس استكبار نافرمانى و سركشى حاصل از كبر است، و آن در مقابل استسلام است كه انقياد صورى از روى تسليم باطنى است. پس، نه هر انقيادى استسلام است و نه هر نافرمانى و سركشى استكبار است.
فصل دوم در بيان آنكه استسلام از جنود عقل و استكبار از جنود جهل است
] از بيان فصل سابق معلوم توان كرد كه «استسلام» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «استكبار» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است؛ زيرا كه انسان چون به فطرت اصليه خود- كه فطرت سالمه است و از مواهب الهيه است در اصل خميره خلقت- باقى باشد و آفات و عيوب نفسانيه و احتجاب و كدورت روحيه براى او دست نداده باشد، به همان فطرت سليمه حق را دريابد، و نيز محبت به حق پيدا كند. پس بالفطره، در مقابل آن خاضع شود و تسليم آن شود، و چون تسليم شود، ناچار استسلام براى او رخ دهد.
و در حديث است كه پيغمبر- صلّى اللَّه عليه وآله- فرمود: «المُؤمِنُونَ هَيِّنُونَ