موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٥ - فصل دوم در بيان زيانهاى هذر و هذيان و اشتغال به كلام باطل و لغو و سخنان بيهوده بىفائده
ملكيه را به شكل و شاكله خود درآورد؛ چون كوزه كه آب تلخ و شور و ناگوار را از باطن خود به توسط منافذ- كه روابطند- ظاهر كند.
و نادر اتفاق افتد كه نفس قوّه ماسكه روحانيَش قوى باشد و بنيه خوددارى روحش شديد باشد و نگذارد كسى بر اسرار روحش مطلع شود. اين خوددارى و حفظ، چون قَسْرى و برخلاف طبيعت است، ناچار روزى منقطع شود، يا در دنيا در اوقاتى كه نفس از حال طبيعى بيرون رود؛ يا به شدّت غضب- و آن بيشتر اتفاق افتد- و يا به غلبه شهوت، و اين كمتر ماسكه را خراب كند.
و اگر در دنيا به واسطه اتّفاق يا شدّت قوّت ماسكه، اخلاق روحى را بروز ندهد، در آخرت- كه روزِ بروز حقايق و كشف سراير است- قدرت نفْس بر ماسكه كه قَسْرى بود، غلبه كند، و ناچار آنچه در باطن است ظاهر، و آنچه در سرّ است علن شود، نه به طريق رَشْح و سرايت كه در دنيا بود، بلكه علّيت و معلوليت و بودن اراده روح أحديُّ التعلّق يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ [١]، يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ [٢].
ديگر در آنجا خوددارى و امساك از اظهار، ممكن نيست. آنجا تمام روحيات ظاهر شود و تمام سراير علنى گردد. هم خوبىها ظاهر و هويدا شود، و هم بدىها پيدا و آشكار گردد و صور و اشكال ملكوتى براى انواع ملكوتيّين صورت گيرد و تناسخ ملكوتى كه در دنيا واقع شده بود و طبيعت از آن تعصى مىكرد، در آنجا واقعش ظاهر شود.
تا اينجا كه مذكور شد راجع به احكام سرايت باطن و سرّ، بهظاهر و علن بود.
[١] «روزى كه امور پنهان، آشكار مىشود». (القلم (٦٨): ٤٢)
[٢] «روزى كه نهانها هويدا مىشوند». (الطارق (٨٦): ٩)