موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٤ - فصل دوم در بيان زيانهاى هذر و هذيان و اشتغال به كلام باطل و لغو و سخنان بيهوده بىفائده
اوست بربندد تا افاضات ملكوتى بر قلب او سرشار شود، و چون وجود او حقّانى شد و از گفتار و اقوال خود مطمئن شد، به سخن آيد و به تربيت و تعليم و دستگيرى مردمان برخيزد و لحظه [اى] از خدمت آنان ننشيند تا خداى تعالى از او راضى شود و در شمار بندگان مربّى او را قرار دهد و خلعت معلِّمى و مرشدى را به قامت او راست كند، و اگر نقصى در اين ميان داشته باشد، به واسطه اين خدمت، خداوند تعالى جبران كند.
فصل دوم در بيان زيانهاى هذر و هذيان و اشتغال به كلام باطل و لغو و سخنان بيهوده بىفائده
مكرّر ذكر شد كه رابطه بين روح و باطن ملكوتى با ظاهر و قواى مُلكى نفس، به قدرى است كه هر يك از ظاهر و باطن، متأثر از آثار ديگر شود، و كمال و نقص و صحّت و فساد هر يك سريان به ديگرى نمايد.
چنانچه روح سالم كامل، سلامت و كمال خود را از روزنههاى قواى مُلكى نمايش دهد؛ مانند كوزه كه آب صاف گواراى خود را از منافذ خود كه روابط بين ظاهر و باطن است بيرون دهد، قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ [١]، و همينطور روح عليل ناقص- كه تيرهبختى و پريشانروزگارى بر چهره او چيره شده و در تحت تصرف شيطان، سعادت و كمال فطرى را از دست داده و به انواع احتجابات محتجب شده- از منافذ قواى خود، كه روابط ملكوت و مُلك است، رنگ خود را كه «صبغة الشيطان» و در مقابل «صبغة اللَّه» است بيرون دهد و ظاهر قواى
[١] «هر كس به آن طريقى كه شكل گرفته، عمل مىكند». (الإسراء (١٧): ٨٤)