موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩١ - فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
پيدا كرد، ديگران بايد او را علاج كنند. در اين صورت، خيلى صعب العلاج است، و با پند و موعظت كار از پيش نمىرود؛ ناچار اينجا بايد با تخويف و ترساندن يا حاضرشدن اشخاصى كه از آنها حشمت مىبرد [علاج كنند]؛ زيرا غضب در پيشگاه آنان كه در نظر انسان بزرگ و صاحب حشمتند، اشتعال ظاهرى پيدا نكند و محتقن در باطن شود و توليد حزن در باطن كند.
و گاه شود به واسطه اين احتقانِ غيظ، انسان دچار امراض مُهْلِكه شود. از اين جهت، واگذاركردن صاحب غضب را در اين حال به حال خود و منصرفنمودن آن را با حيلههاى عملى، اصلح است، و در عين حال كار بسيار مشكلى است.
فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
و آنها بسيار است كه ما اكتفا مىكنيم به يكى از مهمّات آن، كه سِمَت اساس و بنيان ساير اسباب را دارد.
يكى از مهمّات اسباب مهيّجه آن، مزاحمتنمودن با يكى از مطلوبات نفسانيه او است؛ چنانچه سگها چون اجتماع كنند بر سر يك جيفه مُردارى، چون مزاحمت در پيش آيد، غضب آنها فوران كند و جنگ و جنجال برپا شود.
از حضرت مولى الموالى، علىّ بن ابىطالب- عليه السلام- منقول است كه فرمودند: «دنيا جيفه است و طالبش سگها هستند» [١]، و اين از بهترين تشبيهات است؛ زيرا تكالب بين ابناء دنيا بر سر اين جيفه گنديده است.
از اين جهت، اسّ اساس و امّ الأمراض را بايد حبّ دنيا كه رأس تمام
[١] ر. ك: صفحه ٢٦٢.