موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - فصل اوّل در بيان آنكه تؤده و تسرّع از صفات ظاهره و باطنه است
تسرّع نيز از قلب سرايت به ظاهر كند.
و چنين نيست كه جنود عقل و جهل اختصاص به صفات باطنه داشته باشد- چنانچه از تأمّل در حديث شريف معلوم شود- بلكه بهطور ظاهر و باطن و اوّليت و آخريت، جميع خيرات از جنود عقل است؛ چه خيرات باطنه يا ظاهره، و جميع شرور از جنود جهل است؛ چه شرور ظاهره يا باطنه، و نسبت ظاهر به باطن- چنانچه در حكمت متعاليه مقرر شده- نسبت مباين به مباين نيست، بلكه نسبت كمال و نقص و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است [١]؛ بلكه خودِ تعبير به ظاهريت و باطنيت شايد از همه تعبيرات بهتر باشد.
اخلاق نفسانيه، ظهور حقايق و سراير باطنيه روحيه است؛ چنانچه اعمال ظاهريه، ظهور ملكات و اخلاق نفسانيه است، و از شدّت اتصال و وحدت مقامات نفسانيه، تمام احكام باطن به ظاهر و ظاهر به باطن سرايت كند. از اين جهت، در شريعت مطهَّره به حفظ ظاهر و صورت، خيلى اهميت داده شده است، حتى در كيفيت نشستن و برخاستن و راهرفتن و گفتگو كردن دستوراتى داده شده؛ زيرا از تمام اعمال ظاهريه، در نفس و روح وديعههايى گذاشته مىشود كه روح به واسطه آنها تغييرات كلّى حاصل مىكند. اگر انسان در راهرفتن شتابزدگى كند، در روح او نيز توليد شتابزدگى شود؛ چنانچه روح شتابزده نيز ظاهر را شتابزده كند، و همينطور انسان اگر در اعمال ظاهريه، وقار و سكينه و طمأنينه را اعمال كند- گرچه با تكلّف و بهخودبندى- كمكم در باطن روح، اين ملكه شريفه طمأنينه و تثبّت حاصل شود، و اين ملكه شريفه، مبدأ بسيارى از خيرات و كمالات است.
[١] الحكمة المتعالية، ج ١، ص ٦٨، و ج ٨، ص ٢٢١.