موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧ - حكمة الهيّة در بيان سرّ آنكه عقل به نور حق نسبت داده شده و جهل به بحر اجاج
و چنانچه نورانيت همه عوالم و جمال و كمال قاطبه نَشَئات، ظهور نورانيت و ظلّ و پرتو كمال و جمال ذات مقدس حق- جلّ اسمه- است، تمام نقايص و قصورات و جميع ظلمات و كدورات و همه اعدام و فقدانات و كلّيه قذارات و كثافات و قاطبه خسّت و نكبت و جمله ذلّت و وحشت به نقص امكانى و بحر اجاج هيولايى برگشت كند، و اين شجره خبيثه، امّ الفساد و مادة الموادّ همه اين امور است و ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ [١]؛ بلكه هر نور و جمالى كه از ساحت مقدس حضرت حق- جلّ وعلا- افاضه شده و هر ضياء و بهايى كه از جلوه جميل ازل در مرآت امكان جلوه نموده و دست تصرّف ديو پليد بدان دراز شده و مورد خيانت و جنايت قصور امكانى واقع شده، در معرض كدورت و ظلمت و مشتبك با عدم و قصور واقع گرديده، مگر عالم عقلى كه در حقيقت، به واسطه كمال جلوه اسمائى و جلاءِ انوار سبحانى، حكمِ امكان از آن ساقط است، بلكه آن عالم، نور محض و كمال خالص مىباشد و دست تصرّف غير و غيريت از ساحت مقدّس آن دور است.
و از اين بيان معلوم شد كه جنود عقل، جنود الهيه است، و جنود جهل، جنود ابليسيه. آنچه نقص و قصور است به ابليس، منسوب، و آنچه كمال و تمام
[١] «هر خيرى كه به تو رسد از جانب خداوند است، و هر شرّ و بدى كه به تو رسد از جانبخود تو است». (النساء (٤): ٧٩)