موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٣ - فصل سوم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره وجنود عقل و رحمان است و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
فصل سوم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره وجنود عقل و رحمان است و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
بايد دانست كه از امور فطريه [اى] كه جميع عائله بشرى مخمَّر بر آن است؛ كه اگر جميع قلوب تفتيش شود، برخلاف آن يافت نشود، گرچه اختلاف در موارد و مصاديق داشته باشند، ولى در اصلِ اين حقيقت، مختلف نيستند- تعظيم و ترهيب از عظيم است. رهبت و خوفى كه در قلوب، از مقتدرين و سلاطين و جبّاران حاصل شود حتى در وقت اطمينان از ضرر، از فطرت تعظيم عظيم است، و لهذا، در حضور سلطان عادل، اشخاصى كه به هيچ وجه معصيت و سركشى به خود سراغ ندارند كوچك و راهب و خائف هستند؛ بلكه كسانى كه عظمت و بزرگى عالِمى را ادراك كردند، در مقابل او به حسب فطرت، خائف شوند با آنكه مأمون از ضررشان كاملًا هستند.
اينكه در قلوب ما محجوبان، خوف و رهبت از حق- تعالى عظمتُه- وجود ندارد، براى آن است كه ادراك عظمت نكرديم، و چون محتجب است فطرت به حجابهاى غليظ طبيعت، از اين جهت جرئت بر مولا كند. آنان كه از حجاب طبيعت بيرون آمده بودند و جلوه عظمت حق- عَظُمَ شأنُه- بر قلوب آنها شده بود، بىتوجه به نفع و ضرر و بدون التفات به جهنم و بهشت، قلبهاى آنها از