موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - فصل چهارم در ذكر بعض از اخبار شريفه در اين باب و بيان اجمالى آنها
لاتَحْمِلُوا عَلى شِيْعَتِنا، وَارْفُقُوا بِهِمْ؛ فَإنَّ النّاسَ لا يَحْتَمِلُونَ ما تَحْمِلُونَ» [١]. فرمود به عمر بن حنظله كه تحميل نكنيد بر شيعيان ما، و رفق و مدارا كنيد با آنها؛ زيرا كه مردم تحمّل نمىتوانند بكنند آنچه شما تحمّل مىكنيد.
و اين حديث شريف، دستور كلّى است براى خواص؛ زيرا كه مردم هم در تحمل علوم و معارف و هم در تحمل اعمال قلبيه و قالبيه مختلفند، و هر علمى را خصوصاً در باب معارف، نتوان افشا پيش هر كس كرد، بلكه سراير توحيد و حقايق معارف، از اسرارى است كه پيش اهلش بايد مكتوم و مخزون باشد، و نوع گمراهىها و اضلالها و تكفيرها از اين باب پيدا شده.
و اينكه مردم، حتى علماء ظاهر، از علوم الهيه احتراز كنند و گرد معارف و حقايق نمىگردند، براى همين است كه بعضى از ارباب اصطلاح و ذوق يا اصحاب علوم رسميه عرفانيه تهتّك كردند و مقاصد شريفه را با الفاظ زشت و قبيح بيان كردند و از اصطلاح قرآن و حديث بيرون رفتند؛ با آنكه همان مقاصد بهطور أكمل در كتاب خدا و احاديث ائمّه هدى- عليهم السلام- موجود است، ولى آنها به صورت بدى آن را جلوه دادند. از اين جهت، اسباب تنفّر طباع ظاهريين شده است. اينها نيز طاقت آن نداشتند كه لُبّ را از قشر، و حقيقت را از صورت، و معنا را از لفظ جدا كنند؛ يكسره با اصل مطلب مخالف شدند.
و شايد اشاره به اين معنا باشد رواياتى كه ايمان را تسهيم نموده به هفت سهم [٢] يا ده درجه [٣] يا چهل و نه جزء [٤]، و فرمودهاند كسى [كه] داراى يك
[١] الكافي، ج ٨، ص ٢٧٥، حديث ٥٢٢.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٤٢، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب درجات الإيمان»، حديث ١.
[٣] الكافي، ج ٢، ص ٤٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب درجات الإيمان»، حديث ٢.
[٤] الكافي، ج ٢، ص ٤٢، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب درجات الإيمان»، حديث ١.