موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٧ - فصل چهارم موعظت براى اصلاح نفس
طبيب هست؟ آيا راهى براى علاج اين احتجاب و ظلمت هست؟ آيا كسى كه به مقدار خبر يك طفل نابالغ، خبر انبياء و كتب آسمانى را نشمرده، بايد او را مؤمن دانست و خواص ايمان را براى او ثابت كرد؟
اگر آنچه را كه مذكور شد با مراجعه به احوال خود درست يافتى، بدانكه دود شهوت و غضب، چشم باطن ما را كور كرده و مجارى ادراك ما را بسته و تصرف شيطان و نفس، گوش ما را از شنيدن حق و آيات الهيه كر نموده؛ با چشم بسته و گوش كر، نتوان حقايق را دريافت كرد.
چنانچه خداى تعالى در سوره مباركه اعراف در آيه ١٧٩، در بيان احوال بعضى از ما مىفرمايد: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ [١].
علامت جهنمى بودن آن است كه دلى را كه براى تفقّه و تدبّر در آيات كريمه صحف تكوين و تدوين خلق فرموده، و چشم و گوشى را كه براى بصيرت و شنوايى حقايق الهيه مرحمت فرموده، در آنها صرف نشود و از افق حيوانيت تجاوز ننمايد و به مقام انسانيت لااقل كه مقام تدبيرات عقليه است، نرسد.
چنين انسانى به حقيقت، حيوان- گرچه به صورت دنياوى ملكى انسان مىنمايد- بلكه گمراهتر از ساير حيوانات است، به وجوهى كه يكى از آنها، آن است:
[١] «و بسيارى از جنّ و انس را براى جهنَّم بيافريديم، آنان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند، و چشمهايى است كه با آن نمىبينند، و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند، آنها همانند چهارپايان هستند بلكه گمراهتر، آنان همان غافلانند».