موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٣ - فصل سوم در بيان تأثير اعمال در قلب
اين آيه آن است كه مردم اعمال خود را هر چه باشد، در آن نشئه مىبينند.
و اين مطلب؛ يعنى تمثّل اعمال و صورت غيبيه آنها، از مسلّمات پيش اهل معرفت [١] است، و چنانچه از براى اعمال، صورت ملكوتى است، هر يك از اعمال را در قلب انسانى اثرى است كه از آن در روايات تعبير شده به نقطه بيضاء و نقطه سوداء [٢]؛ زيرا كه از هر عمل صالحى اگر با شرايط صوريه و معنويه و قالبيه و قلبيه آورده شود، يك نورانيتى در باطن قلب حاصل شود و يك صفاى باطنى از براى انسان رخ دهد كه انسان را به معرفت اللَّه و توحيد نزديك كند، تا آنجا كه حقايق و سراير توحيد در قلب جايگزين شود، و از آن در ملك بدن نيز سرايت كند و ارض طبيعت نورانى و مشرق به نور الهى شود كه اين غايت سعادت انسانى است كه تفصيل و مراتب آن از عهده اين اوراق عجالتاً خارج است.
و همينطور از هر يك از اعمال سيّئه، در قلب يك كدورتى و ظلمتى حاصل شود كه انسان را از مقام قدس و قرب حق- جلّ وعلا- دور و از معارف الهيه مهجور كند و به عالم طبيعت و دنيا كه باطن آن سجّين و هاويه است، نزديك كند، تا آنجا كه قلب و تمام شؤون غيبيه آن فانى در دنيا و طبيعت شود و حكم روحانيت و انسانيت از او برداشته شود.
و بايد دانست كه چون از براى انسان چهار قوّه است: يكى قوّه عاقله روحانيه، دوم قوّه غضبيه سَبُعيه، سوم قوّه شهويه بهيميه، و چهارم قوّه واهمه شيطانيه؛ صورت انسانى در عالم آخرت- كه يوم بروز صور غيبيه و ملكات نفسانيه است- بهطور كلّى از هشت صورت خارج نيست؛ زيرا كه مقام
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٩، ص ٢٩٦.
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٢٧٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الذُّنوب»، حديث ٢٠.