موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٩ - تتميم فطري بودن عفت و تنفر از هتك
باشد، و اينكه فقط اين طرف اختصاص به ذكر پيدا كرده، براى آن است كه به حسب نوع، مردم مبتلا به اين طرف هستند و به ندرت اتفاق افتد كه اختياراً كسى از حد اعتدال به طرف تفريط و تقصير ميل كند. و با تكلّف، توان طرفين افراط و تفريط را در «هتك» داخلكرد؛ زيرا كه «هتك» عبارت از خرق و پردهدرى است. پس خرق اعتدال و پرده ميانهروى را دريدن، عبارت از ضد آن است و آن شامل طرفين شود.
تتميم [فطري بودن عفت و تنفر از هتك]
و از آنچه در اين فصول سابقه و فصول آتيه معلوم شود، ظاهر و روشن شود كه عفّت از فطريات و لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و هتك از لوازم فطرت محجوبه و از جنود ابليس و جهل است؛ زيرا كه عدالت در قوا كه به منزله جنس است از براى عفّت، فطرى است و جور برخلاف فطرت است، چنانچه گذشت.
و نيز خضوع و فرمانبردارى كامل و تبعيت از «كُمَّل» فطرى است، چنانچه مقابل آن برخلاف فطرت است.
و نيز خود عفّت و حياء و حُجْب از فطريات تمام عائله بشر است، چنانچه تهتّك و فحشاء و بىحيايى برخلاف فطرت جميع است، لهذا در نهاد عائله بشرى، عشق به عفّت و حياء مخمور است، و تنفّر از هتك و بىحيايى نيز مخمَّر است.