موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٤ - فصل سوم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
معلوم مىشود كه قبل از خروج از اين عالم، انسان بعضى از مقامات و درجات و دركات خود را معاينه كند و يا با سعادت تمام كه صورت كمال آن حبّ خداوندگار است، و يا با شقاوت كامل كه باطن آن بغض حق است، از دنيا خارج شود، و در اخبار و آثار [١] و مكاشفات بزرگان اين معنى بسيار مذكور است.
انسان اگر احتمال هم بدهد كه حبّ دنيا موجب چنين مفسدهاى است و منتهى به سوء عاقبت شود، بايد لحظه [اى] آرام نگيرد تا اين حبّ را از دل ريشهكن كند، و البته با رياضات علمى و عملى ممكن است انسان موفق به اين مقصد شود.
آرى، در ابتداء امر، ورود در هر يك از مقامات عارفين و قطع هر مرحله از مراحل سلوك، مشكل به نظر آيد. شيطان و نفس نيز به اين معنى كمك كند كه انسان را نگذارد وارد سلوك شود، ولى پس از ورود، كمكم راه، سهل و طريق، آسان شود؛ هر قدمى كه در راه حق و آخرت، انسان بردارد، براى قدم ديگر، نور هدايت الهى راه را روشن كند و سلوك را سهل و آسان فرمايد.
فصل سوم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
اگر مراد از «فهم»، شدّت ذكاء و سرعت انتقال يا صفاى باطن- كه لازمه آن،
[١] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٦، ص ١٧٣، باب ٧؛ علم اليقين، ج ٢، ص ٨٥٣.