موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٩ - فصل اوّل مقصود از رأفت و قسوت
و اين اختلاف از توابع اختلاف حقيقت وجود و عرض عريضى كه در آن حقيقت است، مىباشد، چنانچه در محل خود مقرّر و مبرهن است [١].
بنابراين، حقيقت رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن، به حسب نشئات وجود و درجات نزول و صعود، مختلف الحكم و الأثر شود، چنانچه در نشئه نازله طبيعت ملازم با انفعال و تأثر است.
و اين ملازم نيست كه حكم آن در تمام نشئات چنين باشد تا آنكه محتاج باشيم اين قبيل اسماء را كه بر ذات مقدّس حق- تعالى شأنه- اجراء مىشود، تأويل كنيم به ترتيب آثار.
يا بگوييم: معنى رأفت حق تعالى و عطوفت او، معامله نمودن آن ذات مقدّس است با مؤمنين، معامله رأفت و عطوفت.
و همينطور نسبت به مقابلات اسماء جمالى.
و اين تأويلات، علاوه بر برودت، مخالف با برهان نيز هست، و عجب آن است كه محقق بزرگ و فيلسوف كبير، جناب صدرالمتألهين- قدّس سرّه- در اين مقام اين تأويل بارد را فرموده، چنانچه در شرح اصول كافى فرمايد:
«و إذا وُصِف اللَّه بالرأفة و الرحمة- فإنّ من أسمائه الرؤوف الرحيم- كان اتّصافه بهما على وجه أعلى و أشرف، وكان باعتبار المظاهر و الآثار، وكذا نسبة الغضب إليه باعتبار ما يصدر عنه في حق أعدائه» [٢].
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ١، ص ٧١ و ٤٢٧.
[٢] «از آن رو كه از جمله اسماء خداوند رؤوف و رحيم است، وقتى خدا به رأفت و رحمت موصوف مىشود، اتّصاف وى به اين دو بر وجهى أعلى و اشرف بوده و به اعتبار مظاهر و آثار مىباشد. و همچنين است انتساب غضب به خدا كه به اعتبار آن چيزى مىباشد كه از وى در حق دشمنان حق، صادر مىشود». (شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٣٥)