موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٨ - فصل اوّل مقصود از رأفت و قسوت
دوتاى اوّل تفسير شدهاند به رقّت قلب.
و گويى رحمت، حال قلب معنوى- يعنى «نفس»- است، و رأفت، حال قلب جسمانى است؛ زيرا كه براى روح كه عقل است، مظاهر و منازلى است، مثل نفس و بدن، و همينطور غضب، حال نفس است، و قسوت حال قلب صنوبرى است [١]. انتهى كلامه مترجماً [٢].
و اينكه فرموده است: رأفت و قسوت، حال قلب جسمانى صنوبرى است، در ظاهر درست نيايد؛ زيرا كه اين دو، از امور معنويه غير جسمانيه ملازم با ادراك يا متقوّم به ادراك است كه از افق جسم و جسمانى بعيد و منزّه است؛ لكن مقصود آن است كه رأفت به افق جسمانيت، نزديكتر از رحمت است؛ و به عبارت ديگر، رحمت از صفات نفس است در وجهه غيبيه ملكوتيه آن، و رأفت از صفات آن است در وجهه ظاهره آن، كه تعبير از آن به مقام صدر توان كرد.
و بايد دانست كه در حقيقتِ رحمت و رأفت، معنى رقّت كه ملازم با انفعال است دخالت ندارد، بلكه اين حقايق چون ساير حقايق وجوديه، به حسب اختلاف نشئات و مراتب و منازل، احكام آنها بالعرض فرق كند. چنانچه حقيقت علم و قدرت و حيات- كه از اصول اوصاف كماليه وجوديه است- به حسب منازل و مراحل صعود و نزول، احكامشان فرق دارد، از مرتبه علم و قدرت و حيات ذاتيه واجبه قديمه قيّوميه، تا مرتبه نازله انفعاليه تجدّديه حادثه متقوّمه به غير.
[١] شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٣٥.
[٢] ما در فصل سوم اين مقصد در اين باب بيانى مفيد نموديم، مراجعه شود به آنجا. منه عفي عنه