موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٣ - تتمّةٌ
و به مسلك اهل معرفت در حدّ شرك و كفر داخل است، و چون تمام مقدّمات و پايههاى او بر جهل نهاده شده و جهل، خود احتجاب فطرت است (چنانچه سابقاً مذكور شد)، از اين جهت آن از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل به شمار مىرود.
و اين خلق فاسد، انسان را، بهطورى به دنيا متوجه كند و ريشه حبّ دنيا را در دل محكم كند و زخارف آن را در قلب تزيين كند و جلوه دهد و مورث اخلاق و اعمال ناهنجار ديگر گردد؛ چون بخل و طمع و غضب و منع حقوق واجبه الهيه و قطيعه رحم و ترك صله اخوان مؤمنين و امثال آن، كه هر يك خود سببى مستقل است در هلاكت انسان.
و ما اكنون بعضى از آيات كريمه و اخبار شريفه [اى] كه در اين باب وارد است، مذكور مىداريم، بلكه نفس حريص به دنيا را از آن تنبّهى حاصل شود.
خداى تعالى، در سوره مباركه معارج، پس از آنكه شمه [اى] از احوال و اهوال قيامت را ذكر مىفرمايد، به بيانى كه دل اشخاص بيدار را مىشكافد و فؤاد مؤمنين را ذوب مىكند مىفرمايد:
كَلَّا إِنَّها لَظى^ نَزَّاعَةً لِلشَّوى^ تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى^ وَ جَمَعَ فَأَوْعى^ إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً^ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً^ وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً [١].
سبحانه وتعالى! اين كلام معجزْنظام را نتوان به نطاق بيان درآورد و لباس ترجمه به قامت قيامت آن پوشانيد؛ چه كه به هر بيانى درآيد، از لطافت آن و تأثيرش در نفس كاسته شود.
«كَلّا» مربوط به آيات سابقه است؛ يعنى هرگز انسان را در آن روز هولناك
[١] المعارج (٧٠): ١٥- ٢١.