موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٠ - فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
الأشْياءَ لِأَجْلِكَ وَخَلَقْتُكَ لِأَجْلي» [١]، پس چون اشياء را براى خود مخلوق ديد و كيفيت استعمال موجودات را در صلاح نفس خود و در رساندن او را به كمال لايق خود دريافت و حق- جلَّ و علا- را عالم به استعمال آنها به وجه صلاح دريافت و بقيه اركان توكّل را به نور ايمان دريافت؛ توكل به حق كند و ذات مقدس را براى اين مقصد بزرگ وكيل خود كند.
و چون مرتبه ايمان به حدّ طمأنينه و اطمينان رسيد، تزلزل و اضطراب به كلّى ساقط شود و دل سكونت به حق و تصرف حق پيدا كند، و تا انسان در اين حدود است، در مقام كثرت واقع است و از براى غير حق تصرفى قائل است، پس چون از اين مقام گذشت، به نور معرفت جلوه [اى] از جلوات توحيد فعلى را دريابد و تصرف ديگر موجودات را ساقط كند و چشم دلش از ديگر موجودات به كلّى كور شود و به وكالت حق- جلّ وعلا- روشن شود.
و چون از اين مقام گذشت، به مشاهده حضوريه، جلوه توحيد را شهود كند و علل توكّل را دريابد؛ زيرا كه توكّل اثبات امور است براى خود و وكيل خواستن حق است در امورى كه راجع به خود است. پس در اين مقام، ترك توكل گويد و امور را به حق راجع كند و توكيل و توكّل و وكالت را نقص و شرك انگارد؛ كه «حَسَنَاتُ الْابْرَارِ سَيِّئَآتُ الْمُقَرَّبِينَ» [٢].
و بايد دانست كه توكل، منافات با كسب ندارد، بلكه ترك كسب و تصرّف، به علّت توكّل، از نقصان است و جهل؛ زيرا كه توكّل ترك اعتماد به اسباب است و
[١] خداوند فرمود: «اى فرزند آدم، تمام چيزها را براى تو آفريدم، و تو را براى خود». (علم اليقين، ج ١، ٣٨١؛ الجواهر السنيّة، ص ٣٦١)
[٢] «نيكىهاى خوبان، بَدىهاى مُقرّبان است». (شرح منازل السائرين، ملّا عبدالرزّاق كاشانى، ص ٢٢٦؛ بحار الأنوار، ج ٢٥، ص ٢٠٥، حديث ١٦)