موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٦ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
رحم تمام شد و هدايت به صحنه اين عالم شدى؟!
و با كدام قابليت و عمل، دل سخت و سنگين اين انسان را- كه بنى نوع خود را درهم مىدرد- به تو آنطور رحيم و شفيق كرد كه با تمام منّت- پس از آن سختىهاى زاييدن و زحمتها و تعبها- تو را به آغوش جان پرورش دهد؟! اين رحمت و رحمانيت از كيست و با كدام طلب و كوشش پيدا شده؟! آن خون كثيف را [چه كسى] [١] براى تو قبل از آمدن، مبدّل به شير لطيف گوارا كرد كه مناسبترين غذاها براى معده ضعيف ناتوان تو باشد؟! كدام جدّيت و كوشش مخلوق، اين تهيهها را ديد؟!
عزيزا! با كدام لياقت و جدّيت و كوشش، لايق فروفرستادن وحى الهى شدى؟! بزرگترين رحمتهاى الهى و بالاترين نعمتهاى ربّانى، نعمت هدايت به صراط مستقيم و راهنمايى به طرق سعادت است. آيا كدام كسب و عمل يا كدام لياقت و عبادت اين نعمت بزرگ را براى ما فراهم آورد؟ آيا با چه سابقه خدمتى ما لايق وجود انبياء عظام و سفراى كرام الهى شديم؟
و آيا در كدام يك از اين نِعم ظاهريه و باطنيه الهى كه از حدّ احصاء و شماره بيرون است و از طاقت عدد تحديد خارج است [٢]، بنده [اى] از بندگان يا مخلوقى از مخلوقات، دخالت و شركت داشته و دارد؟
اى انسان محجوب كه در نعمتهاى بىسابقه الهى غرقى و در رحمتهاى
[١] «در نسخه اصل «كى» آمده است».
[٢] اشاره است به اين آيه شريفه: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها»؛ «و اگر بخواهيد كهنعمتهاى خداوند را شمارش كنيد، نمىتوانيد آنها را به شمارش در آوريد». (النحل (١٦): ١٨)