موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٥ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
عالم [١]- كه در صف نعال عوالم قرار گرفته- كشت فرموده، او را لايق حركت به اوج كمال غير متناهى و وصول به مرتبه فناىِ مطلق قرار داده [٢].
اى انسان ضعيف بيچاره! آن روزى كه در كتم عدم و چاه نيستى پنهان بودى و نه از تو و نه از پدران تو خبرى بود و «نه از دُرد نشان بود و نه از دُرد نشان» [٣]؛ هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً [٤]، كدام قدرت كامله و رحمت واسعه تو را از آن ظلمت بىمنتها نجات داد، و كدام دست توانا به تو خلعت هستى و نعمت كمال و جمال عنايت فرمود؟!
آن روزى كه تو را پس از طى مراحل و مراتب به اصلاب آباء كشاندند و ذرّاتى كثيف و قذر بودى، كدام دست قدرت تو را به رحم امّهات هدايت كرد؟ و اين ماده واحده بسيطه را [چه كسى] [٥] اين اشكال عجيبه مرحمت كرد؟ با كدام خدمت و عبادت، لايق صورت انسانيه شدى؟! و اين همه نِعم ظاهره و باطنه را با كدام جدّيت بهدست آوردى؟! با كدام جدّيت و طلبِ تو، تربيتهاى عالم
[١] اشاره است به اين آيه شريفه كه: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ «ما آدمى را از گلِ خشك و از لَجن بويناك آفريديم». (الحجر (١٥): ٢٦)
[٢] اشاره است به اين آيه شريفه كه: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ»؛ «اى انسان تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى، و او را ملاقات خواهى كرد». (الانشقاق (٨٤): ٦)
[٣] اشاره است به اين بيت:
«بودم آن روز، من از طايفه دُرْد كشان كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان»
[٤] «هر آينه بر انسان مدّتى از زمان گذشت، و او چيزى در خورِ ذكر و ياد نبود». (الإنسان (٧٦): ١)
[٥] «در نسخه اصل «كى» آمده است».