موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٣ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
الحقيقة كلُّ الكمال» [١] از ماوراء عوالم غيبيه تا منتهى النهايه عالم حس و شهادت را به علم بسيط احاطى ازلى، بىشائبه كثرت و تحديد و بىوصمه حجاب و تقييد، از ازل تا ابد، ذرّات موجودات را در حضرت علميه منكشف دانى؛ چنانچه شايد اشاره به برهان «كلُّ مجرّد عاقل»، بلكه با وجهى «بسيط الحقيقة كلُّ الكمال» باشد قول خداى تعالى: أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ [٢]؛ چنانچه با برهان فلسفى متين دريافتى كه تمام ذرات كائنات ازلًا و ابداً، عين حضور پيش حق و عالم بشراشره محضر مقدس حق است، و به آن بيان كه اثبات كند كه عالم عين ربط و محض تعلق است به حق، اثبات علم فعلى حق كنى؛ چنانچه اشاره به مراتب علم فعلى در كتاب خدا فرمايد در آيه شريفه:
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ [٣].
و اگر اهل معرفت هستى و مشى به طريقه عرفاء شامخين كنى، با جلوه احدى و واحدى و ذاتى و فعلى اثبات علم ذاتى و فعلى حق به تمام ذرات موجودات كنى.
و اگر متعبد به كتب آسمانى و كلمات اصحاب وحى و تنزيلى، به ضرورت همه اديان، علم محيط ازلى را ثابت دانى و حق- جلّ وعلا- را عالم ذرّات كائنات غايب و حاضرخوانى و سعه و احاطه علم او را از قرآن شريف دريافتى [٤]
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٣٦٨، و ج ٦، ص ١١٠.
[٢] «آيا كسى كه موجودات را آفريد، از حال آنها آگاه نيست؟! و حال آنكه او از اسرار دقيقباخبر، و نسبت به همه چيز آگاه مىباشد». (الملك (٦٧): ١٤)
[٣] «و كليدهاى غيب، نزد اوست، جز وى كسى آنها را نمىداند». (الأنعام (٦): ٥٩)
[٤] ر. ك: طه (٢٠): ٩٨؛ الطلاق (٦٥): ١٢؛ الحديد (٥٧): ٣؛ يونس (١٠): ٦١؛ سبأ (٣٤): ٢- ٣.