موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٢ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
خود را ضايع نموده و از دست داده.
اهل يقظه و مردم بيدار، رخت از جهان و آنچه در اوست دركشيده و گليم خود از آب بيرون بردند و به زندگانى انسانى؛ نه بلكه حيات الهى نايل شدند و از غل و زنجير طبيعت رستگار گرديدند قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ [١]. اين رستگارى مطلق، رستگارى از زندان طبيعت نيز از مراتب آن است، و لهذا يكى از اوصاف آنها را فرمايد: وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [٢] و حيات دنيا لغو است و لَهْو؛ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ [٣]، و ما بيچارهها چون كرم ابريشم از تاروپود آمال و آرزو و حرص و طمع و محبت دنيا و زخارف آن دائماً بر خود مىتنيم و خود را در اين محفظه به هلاكت مىرسانيم.
بار الها! مگر فيض تو از ما دستگيرى فرمايد و رحمت واسعه ذات مقدّست شامل حال ما افتادگان شود و به هدايت و توفيق تو راه هدايت و رستگارى از براى ما باز شود، إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ [٤].
فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
عزيزا! تو اگر اهل برهان و فلسفهاى، با برهان «كلُّ مجرّد عاقلٌ» [٥] و «بسيط
[١] «به تحقيق كه مؤمنان رستگار شدند». (المؤمنون (٢٣): ١)
[٢] «و آنان كه از بيهوده، اعراض مىكنند». (المؤمنون (٢٣): ٣)
[٣] «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست». (الأنعام (٦): ٣٢)
[٤] «به راستى كه تو، مُشفِق و مهربان هستى». (الحشر (٥٩): ١٠)
[٥] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٣، ص ٤٤٧.